تبليغاتX
به آئین


به آئین

شیده



وقتی میبینم انسانهای خبر چین به راس می رسن

"""و نمونه ی کوچیکش و امروز دیدم !!!!""""

به این فکر نمیکنم که خبر چین بشم ...نه ....

.

.

.

 

خدایا در گوشتون  می گم : پس شما  باید خیلی خبر چین بوده باشی ...

 

 

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 21:36 توسط به آئین| |

پچ پچ ٬ شیطان ٬دسیسه

دست خودم نیست همیشه این سه تا رو با هم تو ذهنم دارم !!!

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 16:48 توسط به آئین| |

من؛ اتوی مو ؛۱۵ دقیقه زمان

...

آدما چه زود می تونن تغییر کنن !!!!

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 21:18 توسط به آئین| |

 

دلم برای کف دستم تنگ شده ...

و آن خط هایی که بر عکس من راه به جایی داشت !

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 9:13 توسط به آئین| |

این روزها

تمام اندیشه هایم سبز آبی شده اند ...

به شهریه ام به وام قرض الحسنه ام  و به تمام بدهی هایم می اندیشم ...

.

۰

۰

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

دکتر علی شریعتی

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 8:33 توسط به آئین| |

 

کجایی ای دولت مرد عدالت طلب ؟

آنکه در شب انتخابات دزد خواندی اش امروز در دولت تو نماز جمعه را امامت می کند !!!!!!

پ.ن: و در آن سوی دیوار های نماز جمعه ...وای بر ما

نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:15 توسط به آئین| |

چه كسي ميگويد كه گراني اينجاست؟؟؟

دوره ي ارزانيست

چه شرافت ارزان

تن عريان ارزان

آبرو قيمت يك تكه نان

و چه تخفيف بزرگي خورده است .... قيمت هر انسان


"انسان ها فقط در يك چيز با هم مشتركند :‌ متفاوت بودن"

ن.ق

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 13:9 توسط به آئین| |

...

من آن در صورتی را هنوز دوست دارم

و آن پله های پر از گرد خاطره را

...

اما چه سود ؟!؟!؟!؟!؟!؟؟

...هی فلانی زندگی شاید همین باشد "یک فریب ساده و کوچک " آن هم "از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جزبا او نمی خواهی "...

پ.ن:حال من خوب است ملالی نیست جز خشکی گلدان ها ...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 15:48 توسط به آئین| |

سکوت می کنیم هر که هر چه خواست آن کند ...

عاقبتش دیدنی است !!!

نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 8:58 توسط به آئین| |

...

خدایا تاوان گناهانم را با اشک بگیر اما با رشک نه !

پ.ن: به پاکی دیروزم رشک می ورزم ...

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 22:23 توسط به آئین| |

برای مادرم دعا کنید ...

همین !

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 8:2 توسط به آئین| |

در این غروب ها چه ساده دل می بازیم و نگاهمان را می دوزیم به جایی که گفته اند کسی خواهد آمد ...

پ.ن: بگذار طبیعت کارش را بکند ببین جمعه ها موثر ترند از موعظه های تو و از نماز های این روز !!!

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 21:34 توسط به آئین| |


Design By : Night Skin